![]() |
![]() |
|
| چه انتظار عجیبی/ تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی/عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت ... |
|
بجای فرافکنی بخود بیائیم
ان الذین تولوا منکم انما استزلهم الشیطان ببعض ذنوبهم ولقد عفا الله عنهم ان الله غفور الرحیم(سوره آل عمران/156) به یک اصل مهم اشاره می کند:گناهان گذشته به شیطان این امکان را می دهدکه با اغوای خود شما را بلغزاند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:39 توسط ن . خمیسی |
|
|
خشونت در عهدین تهیه و تنظیم : نرجس خاتون خمیسی چکیده مقاله حاضر درباره ناهنجاریهایی در عهدین است که درباره جنگ و رفتارهای زشتی سخن می گوید که برای هر انسانی مشمئزکننده و ناپسند است و روش قرآن در مقابله با مشرکان و اهل کتاب در مقایسه با روش کتاب مقدس در مقابله با بت پرستان بیان شده است . در ضمن این تحقیق به آیاتی از قرآن در این باره اشاره دارد تا اینکه بیان کند که دین اسلام دین خشونت است یا آنچه در عهدین آمده . کلید واژه ها : خشونت در تورات – خشونت در انجیل جنگ - پادشاه - بت پرستی مقدمه از دیرباز مستشرقین مسیحی و یهودی اسلام را متهم به خشونت کرده و می کنند و ادعا می کنند که اسلام زیر سایه شمشیرها پیشرفت کرده جنگ های صدر اسلام بیشتر حالت دفاعی داشته و در مقابله با مشرکین بوده و فقط در شرایط خاصی دستور به مقابله با اهل کتاب صادر شده: قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُون (9/29) در صورت پیمان شکنی و اتحاد با مشرکان برای از بین بردن مسلمانان:(8/55و56) و در تمام فتوحات اسلامی اعمالی از قبیل جنایاتی که در تورات به چشم می خورد مشاهده نشده است . در مطالبی که در کتاب مقدس نوشته شده خشونت هایی مشاهده می شود که امروزه مرتکبین آنها را جنایت کاران جنگی می نامند . و با بررسی چند صحیفه از عهد قدیم بدست می آید که پیامبران بنی اسرائیل برای بدست آوردن سرزمین موعود ، کشتار مردان ، زنان ، بچه ها و حتی حیوان ها را مجاز می دانند و در این میان اگر از طرف یکی از لشکریان سپاه یهودیان تخلفی سر بزند ، خودش و خانواده اش را مستحق مرگ می دانستند و اموالش را آتش می زدند و جالب تر اینکه این جنایات را به خدا نسبت می دادند .و دیگر آنکه در تورات گناهانی را به پیامبران الهی نسبت داده اند که از یک انسان عادی انتظار نمی رود . و رفتار های متکبرانه و ناپسند و کثیفی را که برای پادشاهان ورهبران و فرزندان آنان عیب نمی دانند ، همان را برای مردم عادی گناه فاحشی می شمارند . گویی خداوند میان مردم عادی و پیامبران برای ارتکاب به گناه تفاوت قائل است !! اصولا ایشان حضرت داوود و سلیمان را پیامبران الهی نمی دانند بلکه آنان را پادشاه می خوانند . و اینکه در صحیفه های عهدین آنچه ترجیح دارد ، قومیت می باشد تا تربیت الهی و اطاعت از خداوند . در این مقاله ابتدا به خشونت ها و ناهنجاریهایی در عهد قدیم (داستان حضرت یوشع بن نون و سموئیل و داوود) اشاره شده سپس به مطالبی از این قبیل در عهد جدید پرداخته شده که در کنار آن آیاتی از قرآن در این باره مطرح شده است .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 12:45 توسط ن . خمیسی |
|
|
و شیطان هنگامی که کار تمام شد می گوید : خداوند به شما وعده حق داد
من به شما وعده باطل دادم و خلف وعده کردم . و من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت من را پذیرفتید.. پس مرا سرزنش نکنید خود را سرزنش کنید! حال نه من فریاد رس شما هستم نه شما فریاد رس من! من از آنچه که شما قبل از این شرک ورزیدید بیزارم! مسلما ستمکاران عذابی دردناک دارند! (سوره ابراهیم آیه۲۲) این پیام شیطان است. حالا به یادآرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد(با این حال) آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می کنید! در حالی که آنها دشمن شما هستند؟ (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای ولایت خدا) چه بد جایگزینی هست برای ستمکارن.... (سوره کهف آیه ۵۲) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 22:10 توسط ن . خمیسی |
|
|
چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد یا بگوید(برمن وحی فرستاده شده)در حالیکه به او وحی نشده وکسی که بگوید:(من نیز همانند آنچه خدانازل کردهاست نازل می کنم)واگر ببینی هنگامی که این ظالمان در شداید مرگ فرو رفته اید و فرشتگان بر آنان دست بلند کرده اند،به آنان می گویند:(جان خود را خارج سازید!امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبر ورزیدید،مجازات خوار کننده ای خواهید دید و همه شما تنها به سوی ما بازگشت نمودید،همان گونه که روز اول شما را آفریدیم،و آنچه(اموال وغیره) را به شما بخشیده بودیم،پشت سر گذاشتید،وشفیعانی را که شریک خود می پنداشتید با شما نمی بینیم!پیوندهای شما بریده شده است!و تمام آنچه را تکیه گاه خود تصور می کردید از شما دور افتاده اند!)درآن روزبطور کلی تمام پیوندها وعلایق مادی و همه معبودهای خیالی وتمام تکیه گاهایی که انسان برای خود ساخته از او جدا می شوند او می ماند و اعمالش او می ماند و خدایش،وبقیه ازمیان می روند وبه تعبیر قرآن گم می شوند!یعنی انچنان حقیر و پست و نا شناس خواهند بود که به چشم نمی آیند!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 0:20 توسط ن . خمیسی |
|
|
ولقدهمت بهاوهم بهالولا ان رآ برهان ربه کذلک لنصرف عنه السوءوالفحشاء
انه من عبادناالمخلصین (آيه 23)- عشق سوزان همسر عزيز مصر! يوسف با آن چهره زيبا و ملكوتيش، نه تنها عزيز مصر را مجذوب خود كرد، بلكه قلب همسر عزيز را نيز بسرعت در تسخير خود درآورد، و عشق او پنجه در اعماق جان او افكند و با گذشت زمان، اين عشق، روز به روز داغتر و سوزانتر شد، اما يوسف پاك و پرهيزكار جز به خدا نمىانديشيد و قلبش تنها در گرو «عشق خدا» بود. (آيه 24)- در اينجا كار يوسف و همسر عزيز به باريكترين مرحله و حساسترين وضع مىرسد، كه قرآن با تعبير پرمعنايى از آن سخن مىگويد: «همسر عزيز مصر، قصد او را كرد و يوسف نيز، اگر برهان پروردگار را نمىديد، چنين قصدى مىنمود»! (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ). |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 13:59 توسط ن . خمیسی |
|
((والذین کذبوا بآیاتنا سنتدرجهم من حیث لا یعلمون)) (سوره اعراف آیه ۱۸۲) : و آنها که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد و به آنها مهلت می دهم زیرا نقشه من حساب شده و قوی است. امام صادق در تفسیر این آیه می فرمایند موقعی که خدا وند خیر بنده ای را بخواهد به هنگامی که گناهی انجام می دهد او را گوش مالی می دهد تا به یاد توبه بیافتد و هنگامی که شر بنده ای را ( در اثر اعمالش) بخواهد موقعی که گناهی می کند نعمتی به او می بخشد تا استغفار را فراموش نماید و به آن گناه ادامه دهد و این همان است که خداوند فرموده: ((والذین....)) آیه بالا یعنی (از طریق نعمت ها به هنگام معصیت آنها را تدریجا از راهی که گمان نمی کنند گرفتار می کنم). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 20:17 توسط ن . خمیسی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 21:19 توسط ن . خمیسی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:44 توسط ن . خمیسی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:40 توسط ن . خمیسی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:36 توسط ن . خمیسی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
قرآن نامه محبوب به بنده محجوب است.
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1390 مهر 1389 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
ن . خمیسی ن.خمیسی |
| پیوندها |
|
سایت دخترم سایت :راه حق کشکول جوان سر بزنیدبه سایت : یادداشتهای شخصی من ! تارنگاشت های یک زن شعر و سخن بچه کنکوری(مرهم جان) بسم رب سیدالشهدا خانه کتاب ایران اندرونی |
|
RSS
|